عباس اقبال آشتيانى

341

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

بود مستخلص شود و در صدد انتقام از سلطان برآيد جماعتى از اكراد را مخفيانه در راه ايران گماشت و ايشان به دستورى كه از سلطان داشتند در تاريخ 4 شوال 728 آن مرد دلير را كشتند و سر او را برسول ابو سعيد دادند كه به تحفه به خدمت ايلخان برساند و آن سر در اوجان باردوى ابو سعيد رسيد . الملك الناصر پس از قتل امير تيمور تاش كاغذى به ابو سعيد نوشت و به او پيغام داد كه چون خباثت باطن تيمور تاش بر من ظاهر شده بود و وجود او سبب اخلال دوستى طرفين مىشد او را بقتل رساندم . الملك الناصر در ضمن مكاتبه با ابو سعيد در باب تيمور تاش وقتى نيز از ايلخان بازگرداندن قراسنقر را كه در عهد اولجايتو به ايران پناهنده شده بود خواست ولى ابو سعيد از قبول اين خواهش سرپيچيد اما عاقبت او را قبل از رسيدن سر تيمور تاش در مراغه كشت و دوستى خود را با سلطان مصر تا آخر سلطنت حفظ نمود . پسر چهارم امير چوپان امير محمود بود كه حكومت ارمنستان و گرجستان را داشت اين پسر را هم بفرمان ابو سعيد دستگير كرده در همان سال 728 در تبريز بقتل آوردند اين چهار پسر امير چوپان و بغداد خاتون از يك مادر بودند ، پسر پنجم امير چوپان همان جلاو خان است كه از دولندى خاتون دختر اولجايتو بود و امير چوپان از ساتى بيك دختر ديگر اولجايتو نيز پسرى داشت كه با سه پسر ديگر او چندان اهميتى پيدا نكرده‌اند و ذكر بعضى از ايشان در ضمن وقايع بعد از ابو سعيد بيايد . حوادث سالهاى آخر سلطنت ابو سعيد - در سال 729 حكمران خراسان نارى طغاى سر بعصيان برداشت و اين شخص كه در ايام حكومت ابو سعيد بر خراسان در پيش او قرب و منزلتى يافته بود بعدها بسعى دمشق خواجه از خدمت ابو سعيد دور شد و او بامير چوپان التجا برده بار ديگر به حمايت آن امير در دستگاه ابو سعيد راه يافت و چون از دمشق خواجه وحشت داشت كمر قتل او را بست و يكى از عوامل عمدهء استيصال دمشق خواجه او بود تا آنكه او كشته شد و نارى طغاى از غارت اموال او ثروتى هنگفت تحصيل كرد و در اردوى ابو سعيد صاحب اقتدار و نفوذ فراوان شد تا آنجا كه كار تكبر او موجب نفرت خاطر ابو سعيد گرديد و ايلخان براى آنكه او را از حضور دور كند به حكومت خراسانش فرستاد و نارى طغاى كه ادعاى قائم‌مقامى امير چوپان را داشت مصمم شد كه هرات را هم كه حكومت آن به ارث سالها در خاندان آل